تبليغاتX
دختر پاییز

دختر پاییز

آنهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند، نمی فهمند که پاییز همان بهاراست که عاشق شده

آدمها ، هر روز بزرگ می شوند ،

فکر ها و آرزوهایشان بزرگ تر.

هر روز خسته تر ،

سرگشته تر

توی این دنیای بی نهایت.

اگر می دانستم زندگی کردن این قدر دردسر دارد ،

از همان اول حرف خدا را گوش نمی کردم!

 

* هر سال بیشتر می فهمم، روز تولد آدم هیچ چیز مهمی نیست جز پایان یکی از چوب خط های زندگی.

حس می کنم کم کم دارم به پاییز زندگی نزدیک می شوم.

 


خوب خیلی طبیعیه که زندگی همیشه دو رو داره !!

جنبه منفی و نا امید کننده زندگی :

خسته شدم از بس همه یا چاق بودن یا لاغر یا خوب رشد نمیکردن. مردم واقعا جز این مسئله ، دغدغه دیگه ای تو زندگیشون ندارن !!؟؟

جنبه مثبت و گاهی امیدوار کننده زندگی :

۱. اپیزود اول : اینکه سر کلاس بچه های مهدکودکی دائم از مضرات چیپس و شکلات  و کالباس و غیره می گی. وقتی که همه بچه ها کلاس رو ترک کردن ، میبینی که همشون ساندویچ کالباس یا شکلاتشون رو همین جوری دست نخورده روی میز ول کردن و رفتن!

۲. اپیزود دوم: پشت میز مشاوره نشستی و مریض بعدی رو می خوای که بیاد داخل . یه خانم مسن وارد میشه و بعد از کلی قربون صدقه رفتن آدم و گوش دادن به حرفهات می گه : خانم الهی فداتون بشم. استخاره کرده بودم بیام پیشتون. خوب اومد. می دونستم نتیجه میگیرم. و تو یکه می خوری و یه کم روی صندلی جابجا می شی! احساس سنگینی مسئولیت بهت دست می ده .

۳. اپیزود سوم: روزنامه وزین همشهری محله رو گرفتی و داری ورقش می زنی. یه دفعه به یه صفحه اش که می رسی ، اسمتو ، سمتت رو و همه توصیه های کارشناسانه ات رو می بینی که قبلا توی یه مدرسه زده بودی!احساس آدم معروف بودن بهت دست می ده!

زندگی اینجوریاس دیگه.

 


سه ماه در بدری و آوارگی، یه مادر بزرگ که یه خورده حال نداره و باید کمک حالش بود، یه مادر دست شکسته ، یه برادر مدرسه ای که صبح به صبح باید راهش بندازی مدرسه ، یه خروار کار خونه ، نهار و شام و غیره که بماند ، صبح تا ظهر کار بیرون ، ظهر تاشب کار توی خونه ........... !!!

به یک پرستار و آشپز و سر کار رونده تمام وقت جهت نگهداری از یک سالمند و یک مادر دست شکسته و کار در شهرداری و غیره نیازمندیم.

 

* با وجود اینکه همیشه خدا حسرت به دل یه دقیقه خواب بیشتر دم صبحم ، ولی با این وجود از جمعه ها متنفرم. بس که تکراری و کشدار و خسته کننده است.

 


به قول بيتا حال بدم مال اون شب بود .تموم شد. الان ديگه بهترم.

* چقدر حيف كه نمي تونم سر وقت بشينم و همش وب گردي كنم. كسايي كه بهشون سر نزدم اين چند وقت ، بذارن به حساب. ايشالا به موقعش جبران مي كنم!

* هورررررررررررا . بالاخره پولدار شدم. آخرش تونستم حقوق آبان تا فروردينم رو بگيرم.

كسي قرضي وامي چيزي نمي خواد ؟‌

 


 

هيچ كسي از من توضيح نخواسته

فقط خواستم خودم به خودم توضيح بدم

احساس خوبي ندارم

همين..

 


theme by ourtheme.blogfa.com